bookmark

معنای مرزبان

مرزبان [ marzobān ]

[اسم‏][عربی‏]مأخوذ از فارسى-رئيس فارسيان و مهتر آنها.[جمع‏] مرازبة.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3257)
sourceLink

زميندار .عنصرى گويد : چنين گفت با كارگر مرزبان#كه او را دران مرز زنده بمان . اسدى طوسى نيز گفته است: اگر خشت افتد ز دستش بروم#برندش دمى هر گه زان مرز و بوم.
(
فرهنگ قواس
, ص33)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.